برای تئاتر مشهد، قرنطینه تاز‌گی ندارد

۶ بهمن ۱۳۹۹ کد خبر : 2661
نوشتن از تئاتری که همیشه در طول تاریخ این سرزمین منشا و مبدا انواع ویروس‌ها شناخته شده، در این روزهای اپیدمی کرونا کار سختی نیست. دوره‌ی شکسپیر و در هنگامه‌ی طاعون، تئاتر همیشه اولین مکانی بود که قرنطینه می‌شد. سالن‌های تئاتر از هر ویروسی سمی‌تر بودند و جان تماشاگران را بیشتر از هر مکانی تهدید می‌کردند. چراکه تئاتر با آن سر سودایی و روحیه‌ی عمل‌گرا و کنش‌مندش راه را برای فکرهای تازه باز می‌کند و داشتن چنین ایده‌ای در جامعه‌ی واپس‌گرا و دیکتاتوری دوره‌ی الیزابتین می‌توانست به اندازه‌ی سرفه‌ای آب‌دار در صورت تماشاچی جانکاه باشد. این روزها اسمش کروناست پیش ازین هم اوضاع برای هنرمندان تئاتر بهتر از این نبود، اما اسمی نداشت. پس مشخص کنیم ما دقیقا به دنبال احقاق کدام حقوق از دست رفته‌مان هستیم؟ چون حرف‌هاى ما، صورت‌هاى ما، صداى ما، بدن‌هايمان همیشه در قرنطینه بوده‌اند. می‌دانیم شهری که تئاتر ندارد یعنی از کنش جمعی تهی‌ست، میل به جمعی اندیشیدن ندارد و برای چنین شهری هدف مشترکی را نمی‌توان متصور شد. این کنشی‌ست که شهر را در اساس تعریف می‌کند و نبودش شهروندان را به کالاهایی تبدیل می‌کند که بر حسب مدرک‌های قلابی و تخصص‌های پولی‌شان برچسب می‌خورند و نه میزان مسوولیت‌پذیری‌شان دربرابر اجتماع.

تئاتر مشهد سال‌هاست گرفتار اپیدمی کرونا که نه، بدتر از آن است. نداشتن دانشگاه و فضای آکادمیک در این شهر مثل گام برداشتن با ماسک‌های چند لایه‌ در کوره‌راهی تاریک و سنگلاخی‌ست که سال‌های عمرمان را برای عبور از آن گذاشتیم. در صورتی که اگر دانشگاه هنر داشتیم همه‌ی ما این مسیر را زودتر و امن‌تر طی کرده‌ بودیم و ناگزیر نبودیم برای ادامه‌ی تحصیل مهاجرت کنیم. داشتن یک محیط آموزشی برای تبادل و ایجاد پرسش امکانی‌ست که ما در گروه نیمکت برای آن تلاش می‌کنیم. پیشنهاد ما این است: خودآموزی.

این روزها که اجرای نمایش دست‌خوش تغییرات آماری ستاد کروناست و کار در تئاتر و برگزاری کارگاه‌های آموزشی و هنری همیشه در دسته‌ی مشاغل بسیار غیرضروری قرار گرفته‌اند و اولین مکانی‌ست که درش را تخته می‌کنند، پس فرصتی‌ست برای خودآموزی و خواندن و دیدن و فکر کردن. بهتر است دست از رمانتیک‌بازی و آه و ناله و امید واهی بستن به شهرداری و انجمن هنرهای نمایشی و غیره برداریم و خود را به دست پژوهش و پرسش‌گری و خودآموزی بسپاریم و آگاه و هدف‌دار و محکم‌تر قدم برداریم. که آنتونن آرتو گفته است:

«طاعونى وجود ندارد

وبا و آبله ى سياه نيز

زيرا كه رقص

و در نتيجه تئاتر

هستى خود را هنوز آغاز نكرده اند.»

( تئاتر قساوت، ١٩٧٤)

نویسنده، کارگردان و بازیگر تئاتر

دنیای اقتصاد خراسان آخرین ویرایش : ۶ بهمن ۱۳۹۹, ۱۰:۵۴


نظر سنجی دنیای اقتصاد

اخبار تصویری

پیشخوان خبر

یادداشت ها